مائده

 خانه تماس  ورود
عطیه خلیفه به بهلول
ارسال شده در 10 تیر 1397 توسط مائده در داستان

 روزی هارون الرشید مبلغی به بهلول داد که آنرا در میان فقرا و نیازمندان تقسیم نماید بهلول وجه را گرفت و بعد از لحظه بخود خلیفه رد کرد .

هارون از علت آن سئوال نمود

بهلول جواب داد که من هر چه فکر کردم از خود خلیفه محتاج تر و فقیر تر کسی نیست این بود که من وجه را بخود خلیفه رد کردم چون میبینم مأمورین و گماشتگان تو در دكانها ایستاده و بضرب تازیانه مالیات و باجو خراج از مردم میگیرند و در خزانه تو میریزند و از این جهت دیدم که احتياج تو از همه بیشتر است لذا وجه را بشما بر گرداندم.
✏️محمود همت

?بهلول عاقل

نظر دهید »
خدمت به بی نیاز و نیازمند
ارسال شده در 10 تیر 1397 توسط مائده در پندآموز, داستان, تلنگر, خدا

✏️دو برادر مادر پیر و بیماری داشتند. با خود پیمان بستند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر بیمار باشد. برادری که پیمان بسته بود خدمت خدا کند به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و آن دیگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد.

چندی که گذشت برادر صومعه نشین مشهور عام و خاص شد و از اقصی نقاط دنیا، عالمان و عرفا و زهاد به دیدارش شتافتند و آن دیگری که خدمت مادر می‌کرد فرصت همنشینی با دوستان قدیم هم را نیز از دست داد و یکسره به امور مادر می‌پرداخت.

برادر صومعه نشین کم کم به خود غره شد که خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادر است چرا که او در اختیار مخلوق است و من در خدمت خالق، و من از او برترم!

همان شب که این کلام در خاطر او بگذشت، پروردگار را در خواب دید که وی را خطاب کرد و گفت: «برادر تو را بیامرزیدم و تو را به حرمت او بخشیدم.»

برادر صومعه نشین اشک در چشمانش آمد و گفت: «خداوندا، من در خدمت تو بودم و او به خدمت مادر، چگونه است مرا به حرمت او می‌بخشی، آنچه کرده‌ام مایه رضای تو نیست؟!»

ندا رسید: «آنچه تو می‌کنی ما از آن بی‌نیازیم ولی مادرت از آنچه او می‌کند، بی‌نیاز نیست. تو خدمت بی‌نیاز می‌کنی و او خدمت نیازمند. بدین حرمت، مرتبت او را از تو فزونی بخشیدیم.»
?منبع:کتاب فارسی اول دبستان سال ۱۳۲4

نظر دهید »
عمل به جای نصیحت
ارسال شده در 9 تیر 1397 توسط مائده در پندآموز, تلنگر, تربیت کودک, همسرداری

✍شهيد ستاري به روايت همسر،❣

یک بار با عصبانیت ایستادم بالای سر منصور و نمازش که تمام شد، گفتم «منصور جان، مگه جا قحطیه که می‌آی می‌ایستی وسط بچه‌ها نماز؟ خُب برو یه اتاق دیگه که منم مجبور نشم کارم رو ول کنم و بیام دنبال مهر تو بگردم.» 

تسبیح را برداشت و همان طور که می‌چرخاندش، گفت «این کار #فلسفه داره. من جلوی این‌ها نماز می‌ایستم که از همین بچگی با نماز خوندن آشنا بشن. مهر رو دست بگیرن و لمس کنن. من اگه برم اتاق دیگه و این‌ها نماز خوندن من رو نبینن، چه طور بعداً بهشون بگم بیایین نماز بخونین!؟»

قرآن هم که می‌خواست بخواند، همین طور بود. ماه رمضان ها بعد از سحر کنار بچه‌ها می نشست و با صدای بلند و لحن خوش قرآن می‌خواند. همه دورش جمع می‌شدیم. من هم قرآن دستم می گرفتم و خط به خط با او می خواندم. اصلاً اهل نصیحت کردن نبود. می‌گفت به جای این که چیزی را با حرف زدن به بچه یاد بدهیم،

?باید با #عمل خودمان نشانش بدهیم.

نظر دهید »
تعادل رو حفظ کنین
ارسال شده در 9 تیر 1397 توسط مائده در پندآموز, عاشقانه, همسرداری

تعادل رو توی محبت به همسرتون حفظ کنید

مبادا از فرط عشق به حدی قربون صدقه‌اش بریدکه حوصله‌اش رو سر ببرید.

 این روش ‌تون باعث میشه محبتتون براش تکراری و غیر جذاب بشه

نظر دهید »
بسیار جالب و خوندنی
ارسال شده در 8 تیر 1397 توسط مائده در امام علی, سیاسی, شبهه, جالب

?مصاحبه دکتر احمد طیب رئیس الازهر درباره شیعه و سنی در شبکه نیل مصر
❓- خبرنگاری سؤال کرد آیا به نظر شما عقاید شیعه مشکل ندارد؟

شیخ طیب جواب داد: نه چه مشکلی دارند، ۵۰ سال پیش شیخ شلتوت فتوا داده است که شیعه مذهب پنجم اسلام و مانند مذاهب دیگر است.
❓- خبرنگار گفت: فرزندان ما در حال شیعه شدن هستند چه باید بکنیم؟
شیخ جواب داد: خوب بشوند مگر کسی از مذهب حنفی با مالکی برود ما اشکالی به او می گیریم؟ خوب این ها هم از مذهب چهارم به مذهب پنجم رفته اند.
❓- خبرنگار پرسید شیعیان با ما درحال قوم و خویشی هستند و با فرزندان ما ازدواج می کنند.
شیخ جواب داد: چه اشکالی دارد، بین مذاهب ازدواج آزاد است.
❓- خبرنگار گفت: می گویند شیعیان قرآنشان فرق می کند.
شیخ طیب پاسخ داد: این حرف ها خرافه پیرزن ها است. قرآن شیعیان با ما هیچ فرقی ندارد و حتی رسم الخطشان نیز مانند قرآن ما است.
❓- خبرنگار گفت: ۲۳ روحانی از یک کشور(عربستان) فتوا داده اند که شیعیان کافرند، رافضی هستند.
شیخ گفت: برای مسلمین جهان فقط الازهر می تواند فتوا دهد و فتوای آنها اعتباری ندارد.
❓- خبرنگار گفت: پس این اختلافاتی که بین شیعه و سنی مطرح می کنند چیست؟
شیخ پاسخ داد: این اختلافات سیاست خارجی است و می خواهد بین شیعه و سنی اختلاف بیاندازد.
❓- خبرنگار گفت من یک سوال جدی دارم: شیعیان که ابوبکر و عمر را قبول ندارند، چگونه می گویید این ها مسلمان هستند؟
شیخ طیب گفت: بله قبول ندارند، اما مگر اعتقاد به ابوبکر و عمر جزو اصول دین اسلام است؟
قصه ابوبکر و عمر یک قصه تاریخی است و تاریخ به اصول اعتقادات ربطی ندارد.
❓- خبرنگار که از این جواب جا خورده بود گفت: شیعیان یک ایراد دارند آن هم اینکه می گویند امام زمانشان از ۱۰۰۰ سال پیش هنوز زنده است.
شیخ پاسخ داد: خوب ممکن است، چرا ممکن نباشد، ولی دلیلی ندارد ما اعتقاد آنان را داشته باشیم .
❓- خبرنگار پرسید: آیا ممکن است کودک ۸ ساله امام باشد؟ شیعیان معتقدند کودک ۸ ساله امام شده است.
شیخ گفت: وقتی یک طفل در گهواره پیغمبر بشود اینکه یک کودک ۸ ساله هم امام باشد عجیب نیست، هرچند ممکن است ما به عنوان اهل تسنن این اعتقاد را قبول نداشته باشیم؛ اما این موضوع به اسلام آنها صدمه ای نمی زند و آنها مسلمانند.
دکتر شجاعی فرد استاد مکانیک دانشگاه علم و صنعت بعد از بیان گزارش بالا گفت:
این مناظره برای من بسیار جالب بود

و تلاش کردم تا با شیخ طیب تماس برقرار کرده و از او تشکر کنم. 

در تماس تلفنی به او گفتم شما بهترین دفاع را از شیعیان کردید و اگر یک روحانی شیعه آنجا بود شاید اینگونه دفاع نمی کرد و حداقل ملاحظه هایی می کرد اما شما حتی اعتقاد به ابوبکر و عمر را هم از اسلام جدا کردید.
شیخ طیب گفت:??
✅وقتی که آیت الله خامنه ای اینطور محکم جلوی آمریکا ایستادگی کرد و توانست در بحث انرژی هسته ای آمریکا را به زانو درآورد 

و از این طرف هم سید حسن نصرالله و حزب الله هم جلوی رژیم صهیونیستی ایستادند و کمر اسرائیل را در جنگ 33 روزه شکستند، من دیدم که این ها افتخار اسلام است و آمریکا و دوستانش می خواهند این ها را کار شیعه تندرو معرفی کنند و بگوید شیعه هم مسلمان نیست و رافضی است و این افتخار را از جهان اسلام دور کنند؛ برای اینکه جوانان ما احساس غرور بکنند که این افتخارات متعلق به اسلام است، 8 برنامه در تلویزیون برگزار کردم تا بگویم شیعه مسلمان است و شیعه با ما هیچ فرقی ندارد و یکی از مذاهب اسلام است .

نظر دهید »
از مردم ، توقعی نداشته باش
ارسال شده در 11 خرداد 1397 توسط مائده در پندآموز, تلنگر, حدیث, حرف دل, خدا, امام علی

امام علی علیه السلام در وصیت خود به امام حسن علیه السلام فرمودند: از مردم توقعی نداشته باش زیرا مردمی هستند که:
❖ اگر عالِم باشی به تو ایراد می‌گیرند 

و اگر جاهل باشی راهنمایی ات نمی کنند،
❖ اگر در طلب علم برآیی، می‌گویند: 

خود را به زحمت انداخته است 

و اگر از طلب علم دست بکشی، می‌گویند: ناتوان و کودن است.
❖ اگر در عبادت پروردگارت استوار باشی، می‌گویند: خود نما و ریاکار است.

و اگر عبادتت کم باشد می گویند: کافر است.
❖ اگر سکوت اختیار کنی، می‌گویند: 

از سخن گفتن عاجز است و اگر سخن بگویی، می‌گویند: پر حرف است. 
اگر انفاق کنی، می‌گویند: اسرافکار است 

و اگر صرفه جویی کنی، می‌گویند: خسیس است. 
❖ اگر به آنچه آنها دارند نیازمند شوی، از تو می‌بُرند و به بد گویی ات می‌پردازند 

و اگر به آنان اعتنایی نکنی، تکفیرت می‌کنند!
آری پسرم!

این است خصوصیت مردم زمانه ی تو. 
? بحار الأنوار ، جلد 77 ، صفحه 234

نظر دهید »
فزونی علاقه پیامبر به فاطمه
ارسال شده در 18 اسفند 1396 توسط مائده در حدیث, فاطمه سلام الله علیها

از گفتار و رفتار رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره فاطمه به خوبی روشن می‌شود که علاقه آن حضرت به دخترش فاطمه، بیش از اندازه محبت یک پدر به دخترش بوده است. این رفتار به ایمان و تقوی و اعمال و رفتار فاطمه مربوط می‌شود؛ زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله دختران دیگری هم داشتند، اما درباره آنها تعبیرهایی چون «بضعة منی» یا «روحی التی بین جنبی» یا «احبّ الناس الی» و مانند این سخنان را نگفته اند. 

و باز این اظهار علاقه و محبت تنها به منظور دلجویی از فاطمه علیها السلام نبود که چون مادر خود را از دست داده بود، پیامبر بخواهد از دختر کوچکش دلجویی کند تا از نداشتن مادر رنج نبرد و عقده ا ی برای او ایجاد نشود؛ چنان که برخی تصور کرده اند؛ زیرا این اظهار علاقه و محبت تا پایان عمر پیامبر؛ یعنی هنگامی که فاطمه شوهر کرد و بچه دار شد، بلکه تا آخرین ساعات زندگی آن حضرت نیز ادامه داشت و هیچ تغییری در آن پیدا نشد؛ چه بسا روز به روز بیشتر می‌شد و فاطمه تنها زنی بود که پیامبر هنگام رحلت اسراری به او گفت و آهسته و خصوصی با او صحبت کرد؛ تا آنجا که عایشه می‌گوید: پیامبر را می‌دیدم، هرگاه فاطمه نزد او می‌آمد، برمی خاست و او را دربر می‌گرفت و می‌بوسید و در جای خود می‌نشانید. عایشه که گویا از دیدن این منظره ناراحت می‌شد و حسادت می‌کرد به پیامبر می‌گفت: این چه کاری است که می‌کنی؟ می‌فرمود: 

«یا عایشَة اِذَا اشتَقتُ اِلَی الجَنَّةِ قَبَّلتُ نَحرَ فاطِمة؛ ای عایشه هرگاه مشتاق بهشت می‌شوم گلوی فاطمه را می‌بوسم». [۱] 

و باز از عایشه نقل شده که می‌گفت: 

«ما کانَ اَحَدٌ مِنَ اَلرَّجالِ اَحَبُّ اِلی رَسوُلِ اللهِ مِن عَلّی وَلا مِنَ النِّساءِ اَحَبُّ اِلََیهِ مِن فاطِمَة؛ از مردان کسی نزد پیامبر محبوب تر از علی نبود و از زنان کسی را بیشتر از فاطمه دوست نمی داشت». [۱] 

این حدیث به طور متواتر از شیعه و اهل سنت نقل شده که پیامبر اسلام درباره زهرا علیها السلام فرمود: 

«فاطِمَةُ سَیدَةِ نِساءِ العالَمین؛ فاطمه بزرگ و بانوی زنان جهانیان است». [۲] 

از نظر نزدیکی به حق تعالی نیز به مقامی رسید که رسول خدا صلی الله علیه و آله مکرّر به او می‌فرمود: «یا فاطِمَة اِنَّ اللهَ لَیغضِبُ لِغَضَبِکَ وَ یرضی لِرِضاکَ؛ ا ی فاطمه به راستی خدای تعالی با خشم تو خشم می‌کند و با خشنودی تو، خشنود و راضی می‌شود». [۳] 

شدت علاقه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به حضرت فاطمه به اندازه ای بود که بارها می‌فرمود: «فاطِمَة بَضعَةٌ مِنّی؛ فاطمه پاره تن من است». [۴] 

و در برخی از آنهاست که در پی جمله بالا فرمود: 

«وَ هِی قَلبِی الَّذی بَینَ جَنبَی؛ و او جان و دل من است که در سینه‌ام قرار دارد». [۵] 

السلام فرمود: فاطمه علیها السلام. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: دخترکم برخیز. فاطمه برخاست و پیامبر صلی الله علیه و آله به جای او نشست و به آسیاب کردن مشغول شد و بدین ترتیب به علی علیه السلام و فاطمه علیها السلام کمک کرد. [۳] 

حضرت زهرا علیها السلام تنها زن همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله و پنجمین تن از خمسه طیبه علیهم السلام بود. پدر بزرگوارش پیوسته در جمع اصحاب، فضایل ملکوتی او را بیان می‌داشت. از جمله می‌فرمود: 

«اِنَّ اللهَ یغضِبُ لِغَضَبِ فاطِمَه وَ یرضی لِرِضاها؛ همانا خداوند برخشم فاطمه علیها السلام خشم می‌گیرد و با خشنودی او راضی می‌شود». [۴] 

و می‌فرمود: «او سرور زنان عالم است». 

ب) حضرت زهرا علیها السلام در بیان معصومان علیهم السلام

—————

[۱]: ۱ فضائل الخمسه، ج۳، ص۱۲۷. 

[۱]: فضائل الخمسه، ج ۱۰، صص ۱۶۷ ۱۸۲. 
[۲]: بحارالانوار، ج۴۳، ص ۱۱۰؛ احقاق الحق، ح۱۰، صص ۲۷ ۱۱۵. و در برخی از آنها «سَیدَةِ نِساءِ اَهلِ الجَنَّة» و «سَیدَةِ نِساءِ هذِهِ الاُمَّة» و «سَیدَةِ المُؤمِنین» ذکر شده و با مراجعه به دو کتاب به ویژه کتاب احقاق الحق به خوبی مشخص می‌شود که روایات بالا را اهل سنت به مراتب بیشتر از شیعه روایت کرده اند. 

[۳]: بحارالانوار، ج۴۳، ص ۱۹؛ ذخائر العقبی، ص۳۹؛ اسدالغابه، ج ۵، ص ۵۲۲؛ اصابه، ج۸، ص ۱۵۹؛ تهذیب التهذیب، ج ۱۲، ص ۴۴۱؛ کنزالعمال، ج ۶، ص ۲۱۹؛ میزان الاعتدال، ج ۲، ص ۷۲. 

[۴]: بحارالانوار، ج۴۳، ص ۹۲؛ صحیح، ج ۲، ص۳۱۹؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص ۱۵۸؛ حلیة الاولیاء، ج ۲، ص ۲۱۹ و ج ۸، ص۳۱۵؛ صواعق، ص ۱۰۷. 

[۵]: بحارالانوار، ج ۴۳، صص ۲۴ و ۸۰. 
[۳]: بحارالانوار، ج۴۳، ص ۵۰. 

[۴]: منتخب کنزالعمّال، ج۵، صص ۹۶ و ۹۷؛ مستدرک حاکم، ج۳، ص۱۵۳.

نظر دهید »
الجار ثم الدار
ارسال شده در 18 اسفند 1396 توسط مائده در فاطمه سلام الله علیها

امام حسن عليه السلام مى فرمايد:

مادرم زهرا عليهاالسلام را در شب جمعه ديدم تا سپيده صبح مشغول عبادت و ركوع و سجود بود و مؤ منين را يك يك نام مى برد و دعا مى كرد، اما براى خودش دعا نكرد عرض كردم :
- مادر جان چرا براى خودتان دعا نمى كنيد؟
فرمودند:
- فرزندم اول همسايه ، بعد خويشتن ! (الجار ثم الدار!)

 بحارالانوار، ج 43، ص 81 و ج 89، ص 313 و ج 93، ص 388 با كمى تفاوت .

نظر دهید »
ورود فاطمه به محشر و دادخواهی آن حضرت
ارسال شده در 18 اسفند 1396 توسط مائده در فاطمه سلام الله علیها

​[الأمالي للصّدوق ] الطَّالَقَانِيُّ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَرِيرٍ الطَّبَرِيِّ، عَنْ الْحَسَنِ بْنِ عَبْدِالْوَاحِدِ، عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَلِيٍّ السُّدِّيِّ، عَنْ مَنِيعِ بْنِ الْحَجَّاجِ، عَنْ عِيسَي بْنِ مُوسَي، عَنْ جَعْفَرٍ الْأَحْمَرِ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ عليه السلام قَالَ: 

سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِاللَّهِ الْأَنْصَارِيَّ يَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ 

عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم: 

إذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ تَقْبَلُ ابْنَتِي فَاطِمَةُ عَلَي نَاقَةٍ مِنْ نُوقِ الْجَنَّةِ مُدَبَّجَةَ الْجَنْبَيْنِ، خِطَامُهَا مِنْ لُؤْلُؤٍ رَطْبٍ، قَوَائِمُهَا مِنَ الزُّمُرُّدِ الْأَخْضَرِ ذَنَبُهَا مِنَ الْمِسْكِ الْأَذْفَرِ، عَيْنَاهَا يَاقُوتَتَانِ حَمْرَاوَانِ. 

عَلَيْهَا قُبَّةٌ مِنْ نُورٍ، يُرَي ظَاهِرُهَا مِنْ بَاطِنِهَا وَ بَاطِنُهَا مِنْ ظَاهِرِهَا، دَاخِلُهَا عَفْوُ اللَّهِ وَ خَارِجُهَا رَحْمَةُ اللَّهِ، عَلَي رَأْسِهَا تَاجٌ مِنْ نُورٍ، لِلتَّاجِ سَبْعُونَ رُكْناً كُلُّ رُكْنٍ مُرَصَّعٌ بِالدُّرِّ وَ الْيَاقُوتِ، يُضِي ءُ كَمَا الْكَوْكَبُ الدُّرِّيُّ فِي أُفُقِ السَّمَاءِ وَ عَنْ يَمِينِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ عَنْ شِمَالِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ جَبْرَئِيلُ آخِذٌ بِخِطَامِ النَّاقَةِ يُنَادِي بِأَعْلَي صَوْتِهِ: 

غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ حَتَّي تَجُوزَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ، فَلا يَبْقَي يَوْمَئِذٍ نَبِيٌّ وَ لا رَسُولٌ وَ لا صِدِّيقٌ وَ لا شَهِيدٌ إِلا غَضُّوا أَبْصَارَهُمْ حَتَّي تَجُوزَ فَاطِمَةُ، فَتَسِيرُ حَتَّي تُحَاذِيَ عَرْشَ رَبِّهَا جَلَّ جَلالُهُ، فَتَنْزَخُ بِنَفْسِهَا عَنْ نَاقَتِهَا وَ تَقُولُ: إِلَهِي وَ سَيِّدِي احْكُمْ بَيْنِي وَ بَيْنَ مَنْ ظَلَمَنِي اللَّهُمَّ احْكُمْ بَيْنِي وَ بَيْنَ مَنْ قَتَلَ وُلْدِي، فَإذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ جَلَّ جَلالُهُ: يَا حَبِيبَتِي وَ ابْنَةَ حَبِيبِي سَلِينِي تُعْطَيْ وَ اشْفَعِي تُشَفَّعِيْ، فَوَعِزَّتِي وَ جَلالِي لا جَازَنِي ظُلْمُ ظَالِمٍ، فَتَقُولُ: إِلَهِي وَ سَيِّدِي ذُرِّيَّتِي وَ شِيعَتِي وَ شِيعَةَ ذُرِّيَّتِي وَ مُحِبِّيَّ وَ مُحِبِّي ذُرِّيَّتِي 

فَإذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ جَلَّ جَلالُهُ: أَيْنَ ذُرِّيَّةُ فَاطِمَةَ وَ شِيعَتُهَا وَ مُحِبُّوهَا وَ مُحِبُّو ذُرِّيَّتِهَا فَيُقْبِلُونَ وَ قَدْ أَحَاطَ بِهِمْ مَلائِكَةُ الرَّحْمَةِ فَتَقْدُمُهُمْ فَاطِمَةُ سلام الله عليها حَتَّي تُدْخِلَهُمُ الْجَنَّةَ. 

توضيح: قال الفيروزآباديُّ: المدبّج المزيّن و قال الجزريُّ فيه كان له طيلسان مدبّج هو الّذي زيّنت أطرافه بالدّيباج، قوله «الأذفر» أي طيّب الريح قوله «داخلها عفو الله» كناية عن أنّها مشمولة بعفو الله و رحمته و تجي ء إلي 

القيامة شفيعة للعباد معها رحمة الله و عفوه لهم و قال الفيروزآباديُّ: زخه: دفعه في وهدة و زيد اغتاظ و وثب انتهي و التشفيع: قبول الشفاعة. 

شيخ صدوق در كتاب امالي (۶۲۱) با چند واسطه از امام محمّد باقر عليه السلام از جابر بن عبدالله انصاري از پيغمبر اكرم صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم روايت مي‌كند كه فرمود: 

موقعي كه روز قيامت فرا مي‌رسد دخترم فاطمه سلام الله عليها در حالي مي‌آيد كه بر يكي از ناقه‌هاي بهشتي سوار است و از دو پهلوي آن ناقه، حريرهاي بهشتي آويزان، مهار آن از مرواريد تَر، پاهايش از زُمرّد سبز، دُم آن از مشك ناب، ديدگانش از دُرّ و ياقوت سرخ خواهد بود. قبّه اي از نور بر پشت آن ناقه نصب شده كه اندرون آن از بيرون آشكار، وسط آن حاوي عفو پروردگار و بيرون آن رحمت خداي رحيم است. 

حضرت فاطمه سلام الله عليها تاجي از نور بر سر دارد كه داراي هفتاد پايه و هر پايه اي از آن به وسيله ي يك مرواريد و ياقوت آراسته، نظير يك ستاره اي درخشان خواهد بود. 

در طرف راست و چپ حضرت فاطمه سلام الله عليها هفتاد هزار ملك خواهد بود. جبرئيل در آن موقع مهار ناقه ي حضرت فاطمه سلام الله عليها را گرفته و با صداي بلند خواهد گفت: 

چشمان خود را ببنديد تا فاطمه دختر حضرت محمّد صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم عبور نمايد. 

در آن روز هيچ پيغمبر و رسول و صدّيق و شهيدي نيست مگر اينكه ديدگان خويشتن را مي‌بندد تا اينكه حضرت زهراء سلام الله عليها از صحراي محشر عبور نمايد. 

هنگامي كه آن معظّمه به زير عرش 

پروردگار مي‌رسد از آن ناقه فرود مي‌آيد و عرض مي‌كند: 

اي پروردگار من! مابين من و آن افرادي كه در حقّ من ظلم نمودند و فرزندان مرا شهيد كرده اند قضاوت كن. 

آنگاه از طرف خداي رؤوف ندا مي‌رسد: 

اي حبيبه و فرزند رسول من از من بخواه تا به تو عطا نمايم. شفاعت كن تا من بپذيرم. به عزّت و جلال خودم كه امروز ظلم و ستم هيچ ستمگري از نظر من محو نخواهد شد. 

در همين موقع است كه حضرت زهراء سلام الله عليها مي‌گويد: 

بار خدايا! فرزندان، شيعيان، دوستان، دوستانِ دوستانِ فرزندانِ مرا به من ببخش! 

آنگاه از طرف پروردگار جهان منادي ندا مي‌كند: 

فرزندان، شيعيان، دوستان و دوستِ دوستان ذريّه ي فاطمه كجايند؟ ايشان عموماً در حالي كه ملائكه رحمت پروردگار آنان را احاطه كرده باشند مي‌آيند. 

سپس فاطمه ي اطهر سلام الله عليها جلو مي‌رود تا ايشان را داخل بهشت مي‌نمايد. 

بيان: فيروزآبادي گفته «المدبّج» به معناي مزيّن (تزئين شده) است و جزري گفته: وقتي گفته مي‌شود «طيسان مدبّج» يعني پوستيني كه اطراف آن با ابريشم مزيّن شده باشد و كلمه ي «الأذفر» كه در فرمايش رسول اكرم صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم آمده به معني خوشبو مي‌باشد و جمله ي «داخلها عفو الله» كنايه از اين است كه آن بانو سلام الله عليها مشمول عفو و رحمت الهيست و روز قيامت در حالي وارد محشر مي‌شود كه شفاعت كننده ي بندگان خداست و با اوست رحمت و عفو خداوند براي بندگانش (آن بزرگوار وسيله ي عفو و رحمت الهي است) و فيروزآبادي گفته: «زخّه» به معناي افتادن با شدّت و غيظ و غضب زياد است. 

و «التّشفيع» يعني قبول شفاعت نمودن. 

نظر دهید »
گریه و خنده فاطمه
ارسال شده در 18 اسفند 1396 توسط مائده در داستان, فاطمه سلام الله علیها

​عایشه(همسر پیامبر(ص)) اظهار می کند:

فاطمه شبیه تر از هر کسی به رسول خدا(ص) بود. هنگامی که به حضور پیامبر(ص) می رسید، حضرت با آغوش باز از او استقبال می کرد و دست هایش را می گرفت و در کنار خود می نشاند، و هر گاه پیامبر(ص) بر فاطمه(س) وارد می شد، ایشان بر می خاست و دست های حضرت را با اشتیاق می بوسید.

آن زمان که رسول خدا(ص) در بستر مرگ آرمیده بود، فاطمه(س) را به طور خصوصی پیش خود خواند، و آهسته با وی سخن گفت، کمی بعد، فاطمه(س) را دیدم که گریه می کرد! سپس پیامبر(ص) بار دیگر با او آهسته صحبت کرد. این بار فاطمه(س) خندید! با خود گفتم:

این نیز یکی از برتری های فاطمه(س) بر دیگران است که هنگام گریه و ناراحتی توانست بخندد.
علت را از فاطمه(س) پرسیدم، فرمود:
در این صورت اسرار را فاش ساخته ام و فاش کردن اسرار ناپسند است.

پس از آنکه پیامبر(ص) رحلت کرد به فاطمه(س) عرض کردم:
علت گریه و سبب خنده شما در آن روز چه بود؟

آن روز پیامبر(ص) نخست به من خبر داد که از دنیا می رود گریه کردم! سپس به من فرمود: تو اولین کسی هستی که از اهل بیتم به من می پیوندی لذا شاد شدم و خندیدم!

منبع: داستانهای بحار الانوار،ص۶۶.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 20
  • 21
  • 22
  • ...
  • 23
  • ...
  • 24
  • 25
  • 26
  • ...
  • 27
  • ...
  • 28
  • 29
  • 30
  • ...
  • 72

موضوعات

  • همه
  • آشپزی
  • آموزشی
  • احکام
  • امام علی
    • جزوه درسی
  • ایران
  • بدون موضوع
  • تربیت کودک
  • ترفند
  • تلنگر
  • جالب
  • جزوه و نمونه سوال
  • حدیث
  • حرف دل
  • خانه داری
  • خدا
  • خلاقیت
  • داستان
  • داستان مبارزه با دشمنان خدا
  • دانستنی ها
  • دلنوشته
  • رمان عاشقانه ای برای تو
  • رمان نسل سوخته
  • روانشناسی
  • سیاسی
  • شبهه
  • شهدا
  • ضرب المثل
  • طنز
  • عاشقانه
  • فاطمه سلام الله علیها
  • قرآن کریم
  • قشم
  • قصه معراج پیامبراکرم
  • معما
  • مهدویت
  • نرم افزار
  • نماز
  • همسرداری
  • پاورپوینت
  • پزشکی
  • پندآموز
  • پژوهش
  • کلیپ

مطالب با رتبه بالا

  • من حجاب نمیخوام (5.00)
  • داستان قاضی مصری (5.00)
  • راه رسیدن به آرامش (5.00)
  • قشنگ حرف بزنیم (5.00)
  • زلزله تهران (5.00)
  • ماجرای همه چیزخواری چینی ها (5.00)
  • این متن را باید با طلا نوشت (5.00)
  • نازنینم آدم (5.00)
  • جزوه اصول 3 (5.00)
  • دو ریالی مجانی (5.00)
  • عدالت (5.00)
  • زندگی اسلایسی (5.00)
  • از عالم قبر چه خبر؟ (5.00)
  • یادمون باشه... (5.00)
شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

جستجو

کاربران آنلاین

  • راضيه فارغ
  • سمیه کیکاوسی
  • آرزو میرزائی

آمار

  • امروز: 6
  • دیروز:
  • 7 روز قبل: 1154
  • 1 ماه قبل: 4668
  • کل بازدیدها: 259134

رتبه

    اوقات شرعی

    امروز: پنجشنبه 12 شهریور 1405
    اوقات شرعی به افق:
    • اذان صبح اذان صبح:
    • طلوع آفتاب طلوع آفتاب:
    • اذان ظهر اذان ظهر:
    • غروب آفتاب غروب آفتاب:
    • اذان مغرب اذان مغرب:
    • نیمه شب شرعی نیمه شب شرعی:
    کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان