ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻫﺎﯼ ﺳﻪ ﺷﻬﯿﺪ ﮔﻤﻨﺎﻡ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻓﻦ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺷﻬﺮ ﻣﯿﺒﺮﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ
ﺣﯿﺎﻁ ﯾﮏ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﻣﯿﺴﭙﺎﺭﻧﺪ .
ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻫﻤﺴﺎﯾﮕﯽ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻓﻠﺠﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ
ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﺷﮑﻮﻩ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺤﻠﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ
ﺗﺒﺪﯾﻞ ﮐﺮﺩﯾﺪ ﺑﻪ ﻗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺍﺯ ﻓﺮﺩﺍ ﻗﯿﻤﺖ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﺎ… بیشتر »
آرشیو برای: "آذر 1395"
مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد و در پی روزی خود و خانواده اش راهی سرزمینی دور شد!
فرزندانش او را از صمیم قلب دوست داشتند و به او احترام می گذاشتند. . .
مدتی بعد ، پدر نامه ی اولش را به آن ها فرستاد، بچه ها آن را باز نکردند تا آنچه در آن بود… بیشتر »
دلم تنگ است یامهدی کجاماندی؟
بگوامشب نمازت راکجاخواندی؟
کناربارگاه مرتضی بودی؟
ویاکه زائرموسی الرضا بودی؟
بگودرمکه درحال دعاهستی ؟
ویامهمان شاه کربلا هستی؟
ویاهرنیمه شب دلتنگ وتنهایی..
عزاداربقیع وقبرزهرایی؟
دلم تنگ است یامهدی برای دیدنت… بیشتر »
یاد دارم که در ایام طفولیت، متعبد و شبخیر بودم. شبی در خدمت پدر، رحمه الله علیه، نشسته بودم و همه شب، دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفهای گرد ما خفته.
پدر را گفتم: «از اینان، یکی سر برنمیدارد که دوگانهای بگزارد. چنان خواب غفلت… بیشتر »
گویند شیخ ابوسعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود تا به زیارت كعبه رود. با كاروانی همراه شد و چون توانایی پرداخت برای مركبی نداشت، پیاده سفر كرده و خدمت دیگران میكرد.
در منزلی فرود آمدند و شیخ برای جمعآوری هیزم به اطراف رفت. زیر درختی، مرد ژندهپوشی با… بیشتر »
دو برادر مادر پیر و بیماری داشتند. با خود پیمان بستند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر بیمار باشد. برادری که پیمان بسته بود خدمت خدا کند به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و آن دیگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد.
چندی که گذشت برادر… بیشتر »
مردی با پدرش در سفر بود که پدرش از دنیا رفت. از چوپانی در آن حوالی پرسید: «چه کسی بر مردههای شما نماز میخواند؟»
چوپان گفت: «ما شخص خاصی را برای این کار نداریم. خودم نماز آنها را میخوانم.»
مرد گفت: «خوب، لطف کن نماز پدر مرا هم بخوان!»
چوپان… بیشتر »
در ماه رمضان چند جوان پیرمردی را دیدند که پنهانی غذا میخورد. به او گفتند: «ای پیرمرد مگر روزه نیستی؟»
پیرمرد گفت: «چرا روزه هستم. فقط آب و غذا میخورم.»
جوانان خندیدند و گفتند: «واقعاً؟»
پیرمرد گفت: «بله، دروغ نمیگویم، به کسی بد نگاه نمیکنم،… بیشتر »
من دکتر متخصص اطفال هستم. سالها قبل چکی از بانک نقد کردم و بیرون آمدم. کنار بانک، دستفروشی بساط باطری، ساعت، فیلم عکاسی و اجناس دیگری پهن کرده بود. دیدم مقداری هم سکه دو ریالی در بساطش ریخته است. آن زمان تلفنهای عمومی با سکههای دو ریالی کار میکردند.… بیشتر »
روزی از یک دکتر دعوت کردند تا در جمع معتادان به الکل سخنرانی کند. دکتر قصد داشت عملا به افراد حاضر در آن جمع نشان دهد که نوشیدن الکل برای سلامتی بسیار مضر و خطرناک است.
او دو لیوان برداشت. در یکی از لیوان ها آب مقطر و در لیوان دومی الکل ریخت. سپس یک… بیشتر »
ساعت حدود شش صبح در فرودگاه به همراه دو نفر از دوستانم منتظر اعلام پرواز بودیم. پسرکی حدوداً هفت ساله جلو آمد و گفت: واکس میخواهی؟
کفشم واکس نیاز نداشت، اما از روی دلسوزی گفتم: «بله.»
به چابکی یک جفت دمپایی جلوی پاهایم گذاشت و کفش ها را درآورد.… بیشتر »
امیرالمؤمنین علی علیه السلام اطلاع یافت که مردی سه تار می نوازد، حضرت او را از این کار بازداشت وسه تار او را شکست، سپس از وی خواست که توبه کند و او نیز توبه کرد. سپس فرمود: آیا میدانی هنگامی که سه تار نواخته می شود به صاحبش چه می گوید: بزودی پشیمان… بیشتر »
استاد سید محمدمهدی میرباقری: «یک یهودی خیبری وقتی دید دست حضرت امیرالمؤمنین(ع) را بستند و با طناب میبرند، شهادتین را گفت! گفتند: تو آن روز دیدی که حضرت درب قلعه خیبر را که بیست نفر میبستند و باز میکردند، با یک دست کَند و بعد پل کرد و مسلمانان را از… بیشتر »
حافـــظ کجای کاری؟
فالت غلط در آمــد
گفتی غمـت سرآیـــد
این عمر من سرآمـــد
🏴مهدی ولی نیامـــد
ألـلَّـھُـمَــ ؏َـجِّـلْ
لِوَلـیِـڪْ ألْـفَـرَج بیشتر »
✨چرا هر رکعت نماز دو سجده دارد؟ 🍃از امیرالمؤمنین امام على(علیه السلام) از فلسفه سجده اول سؤال شد، حضرت فرمود: 🌺سجده اول به این معنا است که خدایا اصل ما از خاک است. 🌺و معناى سربرداشتن از سجده این است که خدایا ما را از خاک خارج… بیشتر »
فرض کن که حضرت مهدی به توظاهر گردد ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی؟ باطنت هست پسندیده صاحب نظری؟ خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟ لقمه ات درخور او هست که نزدش ببری؟ پول بی شبهه و سالم ز همه داراییت داری آنقدر که هدیه برایش بخری؟ حاضری گوشی همراه تو را… بیشتر »
قسمت آخر این نوشته به دست آنهایی برسد که اهل بیت را در غارت ایران سهیم می دانند! منیژه و تهمینه چه می پوشیدند؟ شاهنامه اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی، حماسهای منظوم و یکی از بزرگترین و برجستهترین حماسههای جهان است که سرایش آن سی سال به طول انجامید.… بیشتر »
چند آيه زيبا :
گفتم: خدا آخه این همه سختی؟ چرا؟
گفت: «انَّ مع العسر یسرا»
"قطعا به دنبال هر سختی، آسانی است.(انشراح/6)
*
گفتم: واقعا؟!
گفت: «فإنَّ مع العسر یسرا»
حتما به دنبال هر سختی، آسانی است.(انشراح/7)
*
گفتم: خب خسته شدم دیگه...… بیشتر »
سخن دروغ میگویی.
تهمت میزنی.
غیبت میکنی.
تجسس میکنی.
سخن بیهوده میگویی.
خلاف حق میگویی و شجاعت حق گویی نداری.
و ...
خداوند تو را به روز حق (یوم الحق) متذکر میشود که روح و ملائکه در یک صف ایستاده و هیچکس جز اذن و اجازه خدای رحمان لب به سخن… بیشتر »
چادر من اگر میگویند دست و پا گیر است حرفی نیست:? اصلا راستش را بخواهی دست و پا گیر است.بعضی وقتا بعضی جاها دستت را میگیرد که مبادا کاری کنی و پایت را میبندد که مبادا قدمی برداری که شایسته تو بانوی محجبه نیست آری دست و پا گیر است✔️با افتخار قدم بردار… بیشتر »
خواب بودم، خواب دیدم مرده ام
بی نهایت خسته و افسرده ام
تا میان گور رفتم دل گرفتقبر کن سنگ لحد را گل گرفت
روی من خروارها از خاک بودوای، قبر من چه وحشتناک بود!
بالش زیر سرم از سنگ بودغرق ظلمت، سوت و کور تنگ بود
هر که آمد پیش، حرفی راند و رفتسوره ی… بیشتر »
اذان صبح:
طلوع آفتاب:
اذان ظهر:
غروب آفتاب:
اذان مغرب:
نیمه شب شرعی: