مبارزه با دشمنان خدا ارسال شده در 15 آذر 1396 توسط مائده در داستان, داستان مبارزه با دشمنان خدا قسمت 35 هر روز که می گذشت حالم بهتر می شد … بدنم شیمی درمانی رو قبول کرده بود … سخت بود اما دکتر از روند درمان خیلی راضی بود … . چند هفته بعد از بیمارستان مرخص شدم … هنوز استراحت مطلق بودم و نمی تونستم درست روی پا بایستم …… بیشتر » نظر دهید »